Majid_dori

نامه مجید دری به مناسبت ١٦ آذر: جز این است كه شرایط را ما می سازیم؟

————————————————————————–


سه شنبه, ۱۵ آذر ۱۳۹۰

 

 

گامی ست پیش از گامی دیگر كه جاده را بیدار می كند

 

تداومی ست كه زمان مرا می سازد

 

لحظه هایی است كه عمر مرا سرشار مي‌كند

 

"احمد شاملو"

 

16 آذر روزی است كه دانشگاه در مقابل استبداد ایستاد. ایستاد و كشته داد؛ ایستاد و به خاك و خون كشیده شد. اما نرفت، ماند؛ لرزید اما از پا نایستاد؛ سست شد اما كمر خم نكرد. این است كه دانشگاه همیشه قدمی از جامعه اش، از مردمش جلوتر است و چشم مردمان به دستهای دانشجویانش. وظایفی را به دوش می نهد، خواسته یا ناخواسته. از او می خواهد كه از حقوقش دفاع كند. واندهدو چرایش چیز دیگری است اما درست یا غلط از او می خواهد. پایین ترین قشرها چشم به دانشگاه دارند و خبرهایش را دنبال مي‌كنند. حتی بالاترین قشرهم پیگری وضعیتش است. بماند كه با تمامی این توقعات همیشه در بزنگاه تنهایش می گذارند. چه می شود كرد، قرعه فال به نام "دانشجو" زدند.

 

رنجیده بودند كسانی كه گفته بودم دانشگاه با مدرسه فرق دارد و دانشجو با محصل. خرده گرفتند كه نمی دانی! شرایط بد است. اما آیا جز این است كه شرایط را ما می سازیم! اگر شرایط جور باشد چه نیازی به تلاش است برای عوض كردن؟! حافظه تاریخی، نه، حافظه دیروزی به ما می گوید شرایط همیشه نامناسب بوده و هست. زمانی را سراغ دارید كه شرایط بر وفق مرادمان بوده باشد؟ اگر بود پس چرا دانشگاه و دانشجو همیشه زیر هجمه سركوب ها و تهدید ها می زید؟ و چرا این اندازه سعی در مهارش دارند؟ می بندند اما جرات بازگو كردنش را ندارند و انكار هم می كنند؟

 

مجیزگفتن آسان است اگر حس دلسوزی نباشد. من هم میتوانم متملق گویم و به قول دوستان، كسی را آزرده و رنجیده نكنم. اما آیا درست رفته ام؟! اگر اشتباه می كنم بگویید. این سخن كه چون زندانی ای پس كسی نباید نقدی بگویدت، توهین است. اگر زندانم در وهله اول برای خودم است. برای آزادی ام كه با شرایط حاكم، قدرت سازگاری ام نبود و تحملش سخت. نه منتی برسر كسی می گذارم و نه اجازه منت گذاشتن را به كسی می دهم. زندانی، آری این منتی نیست بركسی. حتی آن هنگام كه دوستان نزدیكم از درك شرایط بغرنج و اسفبارم عاجز ماندند و رفتند، رنجیده نشدم. چرا كه میدانستم بی گمان زندگی در بیرون از این دیوارها همچنان با فراز و فرودهایش جاری است و آنان هم حق دارند از این لحظات استفاده كنند و لذت ببرند تا اینكه لحظه هایشان را صرف من كنند، تلف كنند. پس اشتباهاتم را بگویید. نقد كنید تا راه را بهتر بشناسیم و با دید بازتری به حركت ادامه دهیم. بگویید تا حرف یكدیگر را بهتر بفهمیم، تا نقاط مثبت و مشترك یكدیگر را دریابیم.

 

شرایط نا مناسب است، درست. هزینه ها بالارفته، درست. فشارها دو چندان شده، درست… كسی هم نمی گوید حركتهای آنچنانی انجام دهید. آما آیا اعتراض های صنفی به تحمیل های چپ و راست هم جز برنامه كاریتان نیست؟ تفكیك جنسیتی توهین به شعور و شخصیت دانشجو كه تنها مانده است بگوید دانشگاه مركز فساد است قابل تحمل است؟ آیا تحمل نوع پوشش آنسان ها كه در خیابانها صورت می گیرد زیر سوال بردن شخصیت دانشجو نیست؟ تغییر عناوین كتابهای دانشگاهی كه تعیبر به انقلاب فرهنگی دوم می شود را می توان در مقابلش سكوت كرد؟ نمی دانم؟!

 

شاید چون از جامعه دورم و از همه جا بی خبر و چون جزیره ای شده ام بی سرنشین و هنوز در توهمات و فضای خودم غوطه ورم. شاید می توان ساكت ماند و چیزی نگفت، چه اگر نمی شد بی گمان خروش بر می آوردید. به هر روی این آخرین پیام من است بعنوان یك دانشجو. چرا كه اخراج شده ام و از ملك شما كه جز افتخاراتم بود بیرون رانده شده ام. دیگر دانشجو نیستم كه بخواهم بعنوان یك دانشجو هرچند محروم از تحصیل و ستاره دار دست كم درد دلی بكنم، پیامی بدهم و عرض ارادتی نمایم.

 

تنها گفتم در این روز سلامی كنم به هم كلامی و هم دانشگاهیانم هرچند حتی یك نفرشان هم نماینده. وداعی كنم با آنانی كه روزگاری هرچند دور از ایشان عنوانشان را به یدك می كشیدم و خود را جزوشان می پنداشتم. پوزشی بخواهم اگر حرفهایم كسی را رنجاند و یا تكدر خاطری را سبب شد. اما این را هم بدانید كه دلم جز برای سربلندی دانشگاه و دانشجو نتپید و قلمم جز برای بزرگی و پیشگامیش ننوشت. گفتم و رانده شدم چه مصلحت پیشه در آخر برای یكایكتان پیشرفت روز افزون و موفقت توام با سربلندی آرزو می كنم. در هر دانشگاهی هستید و دانشجوی هر رشته ای سلام مرا پذیرا باشید از دورها، از پس این دیوارها و رابطه ای كه سالیان فاصله انداخته. با امید روزهای بهتر، آینده ای درخشان و سرزمینی سبز. همه مي‌دانند دانشگاه هنوز زنده است و دانشجو همچنان پیشرو. " دانشجو روزت مبارك".

من و تو یكی شویم از هرشعله‌یی برتر

كه هیچگاه شكست را برما چیرگی نیست

چرا كه از عشق رویینه تن ایم….

"احمد شاملو"

مجید دری

دانشجوی سابق (اخراجی) دانشگاه علامه / آذر 1390

منبع: کمیته گزارشگران حقوق بشر

Advertisements